بی طول سلام (یعنی همون با عرض سلام!)
میخوام بگم باعث افتخار منه که بعنوان مدیر و یه جنگاور تو این جنگستان در کنار جنگاوران دیگر بجنگم و تا اینجا هم جنگیدم و خداوکیلی دیگه کمر واسم نمونده! ولی اینجا با اینکه immortal هست بازم سوت و کوره! نمیدونم اونایی که وب تکی دارن چی میکشن؟ شماهارو نمیدونم ولی واسه من که هست... یه جورایی می طلبه که marshal بیاد؛ ولی مثل اینکه قبض تلفنشون رفته بالا 250! پس منم تصمیم گرفتم این لباس جنگو از تنم در بیارم و شاتگانمو بذارم تو شلوارم و از این به بعد دیگه شاتگان بدست نیستم...! تا وقتی که دوباره marshal بیاد و شاید (شاید) اون موقع منم برگشتم و دوباره شدیم سه شاتگان بدست! حالا immortal تنهاس... امیدوارم چرخ این وبلاگو تا وقتی که برگردم بچرخونه... تا اینجا هم اگه پستام خوب نبوده، خیلی بد هم نبوده...یا شاید هم بد بوده و من اشتباه میکنم، مهم اینه که یه کم خندیدیم... همه اینارو گفتم که آره من دارم میرم... ولی بهونه بود که یه چی دیگه رو اعلام کنم؛ اون هم اینکه کجا میرم؟ نکنه فکر کردید میرم و پشت سرم رو هم نگاه نمیکنم؟ نه خیر... این خبرا نیست! من از این به بعد تصمیم گرفتم که یه شیلنگ بردارم و برم جیگرهای آتیش گرفته و داغ دل اون سوسکهای قرمز مادری رو خاموش کنم که روزانه بچه هاشونو زیر دمپایی/کفش/کتانی/دست و پای برهنه و...از دست میدن.
پس من همینجا اعلام میکنم: من هادی ملقب به RedbeetlE و ناجی سوسکان قرمز در سلامت عقلی کامل(!) از شاتگان بدستان به شیلنگ بدستان یا همون FIRE-FIGHTERS ترانسفر میشوم!
آره من رفتم پیش داداشم... آخه من واسه یه نسل دیگه م، ددی و ددی بزرگ منو درک نمیکنن!
*این پایین اسم من تو جنگاوران میمونه چون مالکم و نمیشه پاکش کرد ولی از این به بعد تا یه مدتی یا واسه همیشه هیچ فعالیتی تو این وب بعنوان مدیر ندارم.
*در آخر با اینکه این وبو دو ماه نمیشه که بنا کردیم، ولی خیلی دوسش دارم...بالاخره اولین وبلاگمه دیگه...ولی
عاقبت جدا شدن دستای ما گم شدیم تو غربت غریبه ها
آخر اون همه لبخند و سرود چشم پر حسادت زمونه بود...
خوبه ، ایشالا داش جواد اینجا رو با تمامه قدرت مدیریت خواهد کرد ، ما همچنان بازدید کننده ی پروپاقرصه جنگاورانه سه شاتگان به دستیم ...
خوبه ، ازین به بعد ممد هم کمتر دنباله عکس از تو این سایتایه جوک میگرده ...
immortal:بجای ممد من باید برم دنبال عکس بگردم...
راستی سایتش چی بود؟
خوبه !
لطفا یه بار دیگه به معنیه این چند واژه دقت فرمایید :
جنگاورانه سه شاتگان به دست !!!
منظورم همون سه شاتگان به دسته جنگاور بوده !
یه پیشنهاد : اسمه وبتونو به جنگاوران تغییر بدین ،
خوبه !!!
immortal:الان حالم گرفته شد...

اینقدر گفتی گفتی تا آخرش چشمون زدی راحت شدی؟؟؟
ولی الان هیچ چیزی معلوم نیس شاید منم بی خیال وب شدم و وقتی دوباره سه تا شدیم برگشتم...
چی میگی؟!کجا میخوای بیای؟!من اونجا جا ندارما!!
شوخی کردم عزیزم...اونجا جا زیاده...میبینمت(مجازی)!
تو رو خدا... بذار بیام دیگه... شبا هم تو حیاط میخوابم...
immortal:برای تو که خوب شد دیگه پست های کیریت کمتر میشه!!!
چه شانسی.کاش حداقل آخرین پستی که ازم خوندی خوب بود و اون عکسه نبود.شانسه دیگه.نمیشه گا..دش
ببخشید اگه دهنم لقه...شاید منم دیگه نیومدم.قبض تلفننننن.(میدونم الان بعضی ها میگن بری و برنگردی)
برای ما هم کولاک کرده!!
بدون شوخی و رودرواسی میگم که پستات عالی بودن...
تو هرجا میری باید خشونت باشه! نه؟
منم تکی فک نکنم دووم بیارم به احتمال بسیار بسیار زیاد منم نمینویسم تا وقتی که باز سه تا بشیم...
فعلا به احتمال زیاد خداحافظ....
از بس که خداحافظی دیدیم یه جورایی عادت شده
ما هم پول تلفنی برامون اومده که ...
اگه نریزن منم باید ...
خیر از جوونیت ببینی ! پیرشی ! ایشالا damad شی! یه سری بزن ونظربده خدا خیرت بده ! اجرت با خدا!
آپیم!
واقعا قبض تلفن چه دردسریه ها!!!!


منم رو به بدبختیم
immortal:قبض ما با همه ی مشکلاتی که داشت ولی پرداخت شد و کمه کم تا دو ماه دیگه هستیم...!
وب جدیدم افتتاح شد . MoKhLess.blogsky.com
مخلصـــــم !!!
می گم تو هم بیا تو وب من با هم بنویسی . می شه سه تا تیم 2 تایی
آپ ...
سلام
!!!
وبلاگ جدید زدم
خوشحال میشم بیاین
البته وبلاگ جدید نیستا!
ولی از حالا به بعد من توش می اپم
مشتاق دیدار
هادی رفتی؟!
به چپ و راست و بالا و پایین بابای الوند!!
خوش اومدی!
آپ...
سلام
اپم
تو هادی بودی دیگه؟!
نه من جوادم!